تایتل قالب body { -webkit-touch-callout: none; -webkit-user-select: none; -khtml-user-select: none; -moz-user-select: none; -ms-user-select: none; user-select: none; } طراحی سایت سئو قالب بیان
زیرا که آفتاب، تنهاترین حقیقت ِ شان بود ..


۱ مطلب با موضوع «تمامِ ناتمامِ من» ثبت شده است

جان، هیچ و جسد، هیچ و نفس، هیچ و بقا هیچ

ای هستیِ تو، ننگِ عدم! تا به کجا هیچ؟

{بیدل دهلوی}

 

می پرسند چه اتفاقی افتاده و می گوییم هیچ چیز. و آیا هیچ، ممکن است؟در این گستره ی بی مرز جهان، غرقه در این اجرام و اجسامِ ناشناخته و بی شماری که هستی را احاطه کرده اند و فضای ممتدی که انسان، اشرفِ مخلوقاتِ پروردگار، یک ذره از حجم بی نهایت آن را نیز اشغال نمی کند، چگونه چیزی به نام «هیچ» وجود دارد؟ در این فضای نامحدودی که تمامِ «جهانِ» ما ( و چه بسا تمامی جهان های هفت آسمان) به نسبتِ آن و تمام بافت کیهانیِ ما به نسبتِ جهان مان و تمام منظومه ی شمسی ما به نسبتِ بافت کیهانی و اَبَر خوشه ای که متشکل از صدهزار منظومه مانند منظومه ماست و خورشیدِ ما، به نسبتِ منظومه شمسی مان و زمینِ ما، به نسبت خورشید و خودِ ما، به نسبت زمینی که بر آن قدم بر می داریم، مانند دانه برنجی جلوه می کنیم بر قله کوهی سترگ، و با این حال بازهم «وجود» ما انکارناشدنی ست، چگونه عدم را تفسیر می کنیم؟

و ما وقتی از عدم صحبت می کنیم، امکانِ وجود آن را می سنجیم، چرا که انسان، واقعیت را به «وجود» می شناسد. در نظرِ انسان، تمامی مخلوقات و هرچیز که واقعیت پذیر باشد، چه در ابعاد مادیات بگنجد چه معنویات و چه هرچیز دیگری، برای معناپذیری مستلزم موجودیّت است و چیزی که موجود نباشد، برای انسان قابل توصیف (یا درک) و معناپذیر نیست.

و هنگامی که از هیچ، از عدم سخن می گوییم، آن را موجود می انگاریم چرا که درباره هیچ، نمی توان سخن گفت و برای صحبت از هر «موجود» ی، باید توصیفی از آن در ذهن ما شکل بگیرد، چه معنوی وصف شده باشد و چه مادی. اما عدم، توصیف ناپذیر است و هر موجودی، به گونه ای وصف می شود. پس چه طور می توان از «نیستی» سخن گفت و آن را توصیف ناپذیر معنا کرد، درحالی که عدم، خود نیز، موجود است؟ می توان از وجود صحبت کرد و آن را «نیستی» انگاشت؟

شاید «عدم» همیشه بوده اما معنای عدم، نه. شاید «هیچ»، هرگز وجود نداشته است. شاید تنها چیزی که از آغاز بوده، و تا ابد هست، وجود است. وجود، همه چیز است. همه ای برای همیشه.

-شایا قنادان

 


 

سنجاق : این مبحث همه و هیچ ، مبحث سنگینیه. بسیار سنگین تر از قوای نوشتاری و تخیل یا تحلیلِ من؛ و الان ذهنم به بیشتر از این قد نمی ده و بعدا خیلی مفصل تر راجع بهش فکر می کنم و باهاتون درمیون می ذارم.

فلاسفه هم درباره این مبحث نظر داده ن، و اون طور که من بعد از نوشتن این جملات متوجه شدم، طرز فکر من به نظرِ سارتر، اگزیستانسیالیست فرانسوی نزدیک ه. (لازم به ذکر است که بنده غلط بکنم منظورم قیاس خودم با فلاسفه باشه =) )

جالب تر اینکه خودم هم موقع نوشتن ان قدر سردرگم و گیج شدم و کاربرد و معانی کلماتی که در دامنه لغوی م داشتم بهم ریخت که بکسوات

(وات؟) کردم و مغزم سوخت و نصف معلوماتم پرید و خلاصه که تحلیل رفتم =)))))

بنابراین زیاد به افاضاتم اهمیت ندید که مغز چروکتان چون نگردد چراکه تنها دلیل آفرینش من، چون نمودن اذهان شما به وسیله چرندیات متراوش (!) و بیمعنا ست. (#شیخ_شاخ )

 

سنجاق: بلاگ جان، به خدا تو مسلمون نیستی. کسی بابت گذاشتن اسکریپت ده تومن پول می ده؟frown


شایا.قاف ۹۶-۳-۲۶ ۶ ۳ ۱۰۶

شایا.قاف ۹۶-۳-۲۶ ۶ ۳ ۱۰۶