تایتل قالب body { -webkit-touch-callout: none; -webkit-user-select: none; -khtml-user-select: none; -moz-user-select: none; -ms-user-select: none; user-select: none; } طراحی سایت سئو قالب بیان
زیرا که آفتاب، تنهاترین حقیقت ِ شان بود ..


دنیا شبیه ِ شب‌هایی شده که چراغ‌های خانه را خاموش می‌کنی و بعد، راه ِ رسیدن به تخت‌خوابت را کورمال کورمال، افتان و خیزان طی می‌کنی. به هرچه دست‌ات می‌رسد چنگ می‌زنی، آهسته و با تردید قدم بر می‌داری مبادا گرفتار ِ مغلطه ی ششمین حس‌ات شوی که شاید این بار، از مسیر ِ انحرافی راه می‌برد ات.
شاید سرنوشت‌ات را باید جای دیگری پیدا کنی. اسیر ِ دست ِ روزگار. دنیا، دنیای تردیدهاست رفیق! دنیای بی دست و پا طی کردن، بی پا و سر رقصیدن. تو اما به تاریکی خو بگیر و به تاریکی اعتماد نکن. چندی از چُرت پاسبانی ِ مهتاب که بگذرد، از چشمانت نور می‌بارد به اتاق‌، از اتاق نور می‌بارد به چشمانت. دستان خسته ی شب هم تاریک ِ روشنش را با تو قسمت می‌کند.

شایا.قاف ۱۹ شهریور ۹۷ ، ۰۱:۲۷ ۱ ۱ ۴۴

تماس برقرار شده (۱)

  • آسو نویس
    دوشنبه ۱۹ شهریور ۹۷ , ۰۶:۲۱
    امیدبخشی آخرش!
    شب هم تاریک روشنش را با تو قسمت خواهد کرد!
    دوست داشتمش.
    روز به روز نثرت و حتی نکع نگاهت بیشتر شبیه نادرابراهیمی می‌شه.
    • author avatar
      شایا.قاف
      ۱۹ شهریور ۹۷، ۲۳:۴۰
      جان دلم 💙
      پر در میارم وقتی اینجوری می‌گی. 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی